اخرین ساعات بودن دخترم تو وجودم
سلاممممممم دختره نازم .امشب شب عجیبیه خیلی عجیب نمیتونم حسم بگم نمیدانم خوشحالم یا ناراحت چیزی به اومدنت نمونده قرار ساعت 4 راه بیافتیم بریم دنبال مامانی بعد بریم بیمارستان باید ساعت 5 انجا باشیم.خیلی استرس دارم حال خوبی ندارم از یه طرف دلم میخواد هر چی زودتر ببینمت از طرفه دیگه دلم واسه تکون خوردنات و شیطونی هات تنگ میشه.دلم میگیره که فردا این موقع دلم از تو خالیه درسته تو بغلمی ولی جای خالیت تو دلم ............. از خدا میخوام دختر نازم صحیح و سالم بیاد بغلم ارزو میکنم همه دوستای عزیزم این لحظه های خوب تجربه کنن انقدر استرس دارم که توان نوشتنم ندارم .ار خدا میخوام کمکم کنه دختر نازم امیدوارم همینطور که تو این 9 ماه دخت...
نویسنده :
nasim
0:54







